مظلوميت اخلاق فيلسوفان اخلاق ما، چقدر در جامعه اثر گذارند
نويسنده: دكتر شهين اعواني
زماني كه از نسبت «دين» و «اخلاق»صحبت مي كنيم بايد قدري هم شهامت داشته باشيم و به مظلوم واقع شدن اخلاق اعتراف كنيم. اگر كسي مقيد به اخلاق باشد چه ديندار و چه بي دين آزادمند است ولي بسياري از دينداران هستند كه براي اخلاق مرتبه اي دوم قائل هستند و اين نگرشي است كه در فرهنگ، ادبيات و فلسفه ما حضوري پررنگ دارد. سوال من از فيلسوفان كشورم اين است كه چگونه است فيلسوف غربي در جامعه خود اثر مي گذارد اما فيلسوف ما در جامعه اش اثرگذار نيست؟ به عبارتي، چرا با خواندن كتاب هاي فيلسوفان اخلاق، كسي اخلاقي نمي شود؟
اخلاق دروغگويي درباره «اخلاق دروغگويي» همواره از كانت شنيده و گفته شده است كه اگر در جايي بوديد، فردي متواري به شما پناه آورد و پليس پرسيد كه آيا شخص فراري اكنون در منزل شما است؟ شما بايد حقيقت را گفته و پاسخ مثبت دهيد. چرا كه به عقيده كانت در چنين شرايطي نبايد دروغ گفت: دليل نخست اين كه اگر حقيقت را بگوييم، پليس نيز حقيقت را مي گويد، در نتيجه قانون هم به درستي اجرا مي شود و دادگاهي هم كه برگزار مي شود دادگاه حقيقت مداري خواهد بود. در قابوسنامه نيز حكايتي در اين زمينه آمده است: «چنين گويند كه روزي به كوهستان عياران به هم نشسته بودند. مردي از در اندر آمد و سلام كرد و گفت: من رسولم، از نزديك عياران مرو و شما را سلام همي كنند و همي گويند كه: سه مساله ما را بشنويد؛ اگرجواب دهيد، ما راضي مي شويم به كهتري شما؛ و اگر جواب صواب ندهيد، اقرار دهيد به مهتري ما. گفتند: بگوي. گفت: اگر عياري به راه گذري نشسته باشد، مردي بر وي بگذرد و زماني بود مردي با شمشير از پس وي همي رود به قصد كشتن وي، از اين عيار بپرسد كه فلان كس برگذشت؟ اين عيار را چه جواب بايد داد؟ اگر گويد كه نگذشت، دروغ گفته باشد؛ و اگر گويد كه گذشت، غمز كرده باشد. و اين هر دو در عيارپيشگي نيست. عياران قهستان چون اين مساله را بشنيدند، هر يك به ديگري نگريستند. مردي در آن ميان بود به نام فضل همداني، گفت: من جواب دهم. گفتند: رواست. گفت: جواب آن عيار آن بود كه از آن جايي كه نشسته بود، يك قدم فراتر نشيند و گويد: تا من ايدر نشسته ام، كسي ايدر نگذشت؛ تا راست گفته باشد». متاسفانه امروز در برخي از لايه هاي جامعه ما دروغ به اين شكل بسيار رواج دارد. چنين اخلاق ناپسندي از ريشه هاي فرهنگي ما نشات مي گيرد و بايد اين ريشه ها را واكاوي كنيم.
دروغ مصلحت آميز كانت خطاب به انسان مي گويد كه اي انسان قدر خود را بشناس؛ اگر قدر خود را نشناسي در حقيقت خود را هم نشناخته اي! قدرشناسي چيست و چگونه مي توان «قدر» را شناخت؟ در اينجاست كه كانت مطرح مي كند دروغ مطلقاً غيراخلاقي است؛ حتي به صورت مصلحت آميز. در جايي كه دروغ بي ضرر هم باشد باز بي تقصير و فارغ از گناه نيست؛ چرا كه نبض آشكار تكليف انسان نسبت به خود او است؛ انساني كه دروغ مي گويد اولين توهين را به خود كرده و قدر خود را نشناخته است. امروز در جامعه، شاهد بروز «فرهنگ ريا» هستيم. از نظر كانت كه فيلسوفي غربي و تاثيرگذار در حوزه اخلاق است، مساله «ريا» توهين انسان به خود او است. كانت مي گويد كه اگر ما در مخمصه و مشكلات گير كرديم و حتي در شرايطي كه هيچ راه گريزي نداشتيم، آيا بايد دروغ بگوييم؟! كه پاسخ او به اين سوال منفي است؛ زيرا ما به عنوان يك انسان به منش و انسانيت خود توهين نخواهيم كرد. بر اساس گفته كانت، انسان بايد در همه موارد از جمله در گفتار، خالص و صادق باشد و نبايد ذره اي از اغفال و فريب در وجود او ديده شود.
ريا و تظاهر گاهي در برخي از جوامع حق هايي از انسان گرفته مي شود كه بعدها مي بينيم اصلاً اين حقي نبوده كه بخواهد گرفته شود! يا اين كه در مخمصه اي قرار مي گيريم كه وادار به تظاهر و ريا مي شويم. براي پر كردن چنين خلايي نياز به كتاب هايي داريم كه از بين برنده بداخلاقي هاي ما در جامعه باشند. دكتر رضا داوري اردكاني كه اخيراً كتاب «اخلاق در عصر مدرن» را نگاشته پيشنهاد مي كند كه اخلاق بايد به سمت انسان شناسي سوق داده شود و اين بدان معناست كه «انسان شناسي مي تواند چيستي انسان را روشن سازد.» داوري در اين كتاب به گفته كانت اشاره مي كند و مي نويسد: طوري رفتار كن كه انسانيت در شخص خودت يا در ديگران، «غايت رفتار» باشد نه «وسيله»؛كانت انسان را «حيواني اخلاقي» مي شمارد نه «حيوان ناطق». به باور كانت اگر اخلاق نباشد انسان، حيواني بيش نيست. انسان به دليل سعادتمند شدنش نيست كه اخلاق مدار است. كانت در كتاب «دين در قلمرو عقل» مي گويد كه تو انسان باش، تو اخلاقي باش؛ در روز قيامت آن خدايي كه منشا اخلاق و كمال است به خاطر اخلاقي بودنت تو را مواخذه نخواهد كرد؛ و تو هم پشيمان نخواهي شد از اين كه در اين دنيا اخلاقي زندگي كرده اي. در نظر كانت، دين دو نوع است: يكي «دين طلب رحمت» و ديگري «دين زندگي». در بخش نخست، انسان بنده خداست و از خدا اطاعت مي كند؛ اما در بخش دوم، دين از انسان، انساني بهتر مي سازد كه اين ترجيح داده مي شود به ديني كه طلب رحمت باشد. ٭ مكتوب حاضر متن تلخيص و ويرايش شده «ايران» از سخنراني دكتر شهين اعواني، استاد فلسفه اخلاق و عضو هيات علمي موسسه حكمت و فلسفه ايران است كه در نشست نقد و بررسي كتاب «اخلاق در عصر مدرن» تاليف دكتر رضا داوري اردكاني در مركز شهر كتاب در 12 شهريور ماه ارائه شد.
□
روزنامه ايران، شماره 5467 به تاريخ 31/6/92، صفحه 8 (انديشه)