پایگاه اطلاع رسانی انجمن محیط زیست شهرضا
پایگاه اطلاع رسانی انجمن محیط زیست شهرضا
پرچم

          ارسال به دوست           پرینت             بازگشت  
51

1392/6/26

2482

نقش مديريت توسعه انساني در بهره‌وري

نقش مديريت توسعه انساني در بهره‌وري
نقش مديريت توسعه انساني در بهره‌وري

توسعه منابع انساني مضمون جديدي است كه عمر آن در ادبيات جهاني توسعه به بيش از دو دهه نمي‌رسد. امروزه رسميت و عينيت سازمان‌ها با منابع انساني آن‌ها شناخته مي‌شود و اهميت دادن به منابع انساني اساس و مجوز كار مديريت سازمان‌ها است. توسعه و ارتقاي سطح علمي انساني در شرايط فعلي كه با تغييرات و فناوري‌هاي جديد روبرو هستيم به عنوان يكي از عوامل كارايي هر سازمان به حساب مي‌آيد. در حقيقت رشد دانش و مهارت كاركنان و ايجاد تغيير و تحول در انجام وظايف از جمله اموري است كه سازمان را از دو بعد اقتصادي و اجتماعي ياري مي‌رساند از بعد اقتصادي آن را كارآمدتر و اثربخش‌تر مي‌كند و از بعد اجتماعي موجب بالارفتن رضايت مراجعان و مصرف‌كنندگان خدمات سازمان مي‌شود.

اين امر نهايتاً منجر به بهره‌وري سازمان و نيروي انساني مي‌‌شود، توسعه منابع انساني و افزايش بهره‌وري به عنوان يك ضرورت، جهت ارتقاي سطح زندگي بشر و پي‌ريزي جوامع مرفه‌تر، آرامش و آسايش انسان‌ها همواره هدفي والا براي همه دولت‌ها و سازمان‌ها تلقي مي‌شود. بنابراين،‌بدون ترديد در نظام صنعتي متحول امروزي نخست كوشش در شناخت مفاهيم بهره‌وري و سپس تلاش در تعيين عمل موثر در افزايش آن، يكي از شرايط ضروري براي تحقق رشد و توسعه اقتصادي و رفاه اجتماعي است.

تحقيقات جهاني نشان داده كه ارتباط مستقيم بين رشد توسعه منابع انساني و سطح بهره‌وري وجود دارد. امروزه سازمان‌ها براي حفظ خويش در دنياي متغير كنوني در تلاش طاقت‌فرسايي به سر مي‌برند. اين تلاش در بردارنده رشد و هماهنگي با تغييرات بازار، بهسازي كيفيت محصولات و حفظ تعادل و توازن است، تحقق اين ساعي سازمان بستگي به استعداد و انرژي و عملكرد كاركنان دارد و منابع و نيروي انساني به عنوان يك مزيت رقابتي منحصر به فرد و سرمايه عمده سازمان مطرح مي‌شود. بنابراين، ساز و كاري كه مي‌توان به وسيله آن به منابع انساني اهميت داد و از ‌آن به عنوان يك سرمايه بي‌پايان و پايدار در جهت بهره‌وري و پويايي سازمان بهره گرفت آموزش به منظور توسعه نيروي انساني است.

يكي از عوامل كارايي و اثربخشي هر سازمان توسعه و ارتقاي سطح علمي منابع انساني آن سازمان است در حالي كه دقت در روند انتخاب و گزينش و استخدام مي‌تواند به داشتن بهترين كاركنان و نيروي انساني براي پيشبرد اهداف سازمان اطمينان بخشد اما رشد دانش و مهارت كاركنان و در نتيجه ايجاد تغيير و تحول در انجام وظايف كمك بسيار موثرتر و كاراتر به بهبود بهره‌وري در سازمان مي‌كند.

بهره‌وري مفهومي است جامع و كلي كه افزايش آن به عنوان يك ضرورت براي ارتقاي سطح زندگي، رفاه بيشتر، آرامش و آسايش انسان‌ها كه هدفي اساسي براي همه كشورهاي جهان محسوب مي‌شود همواره مدنظر دست اندركاران سياست و اقتصاد و دولتمردان بوده است.

مفهوم توسعه منابع انساني

توسعه منابع انساني، فرآيند توسعه يا آزادسازي خبرگي انساني از طريق توسعه سازماني و آموزش افراد و توسعه به منظور بهبود عملكرد در سطوح سازماني، فرآيندي فردي گروهي است.توسعه منابع انساني در سايه توسعه سازماني نشو و نما يافته است.امروزه در بسياري از كشورهاي جهان، توسعه منابع انساني جزء مهم ولاينفك استراتژي توسعه محسوب مي‌گردد و همه هم و غم آنها متوجه تدارك و مهيا شدن مجموعه امكانات و شرايطي در قالب آموزش، بهداشت و درمان، ديگر خدمات رفاهي و اجتماعي و تنظيم و ايجاد روابط و پيش زمينه‌هايي شده است كه لازمه تجهيز، حفظ و مراقبت نگهداري و تحكيم موقعيت نيروي كار است. تجهيز اين منابع به علوم و فنون و مهارت‌ها، ايجاد شرايط و امكانات مناسب براي متبلور شدن خلاقيت‌هاي بالقوه، اگر محقق شود موجب افزايش بهره‌وري، حفظ مزيت‌هاي رقابتي، بهبود وضع اقتصادي و ارتقاء كيفيت زندگي مي‌شود. در گذشته‌هاي نه چندان دور از واژه‌ نيروي كار براي انسانهاي سازماني استفاده مي‌شد. اما امروزه واژه «منابع انساني» به جاي آن به كار مي‌رود، چرا كه كاركنان ماهر و تحصيل كرده هستند كه با تقديم دانش تخصصي خود، ديگر منابع سازمان را به سوي توليد كالا و يا ارائه خدمت همسو مي‌كنند. توسعه منابع انساني با آموزش و توسعه فعاليت‌هاي انساني در سازمان‌ها مرتبط است و كمك مي‌كند تا شرايط فرهنگي خاصي ايجاد شود كه در آن به كاركنان به پتانسيل بالقوه براي بهره‌مند شدن از افراد و سازمان دست يابد در اين حالت توسعه منابع انساني خود را به صورت خيلي نزديك با بهره‌وري و توسعه سازمان در يك راستا و هماهنگ مي‌بيند.توسعه منابع انساني زماني اهميت ويژه مي‌يابد كه در سازمان‌هاي ستادي وسيعي چون: وزارتخانه يا منطقه آموزشي يا دانشگاهي مستقر شود، در اين دسته از سازمان‌هاي ستادي، وظيفه توسعه منابع انساني با توجه به حوزه عمل آن‌گاه در يك واحد مستقل به نام مديريت توسعه منابع انساني و گاه تحت پوشش معاونت طرح و برنامه قرار مي‌گيرد. بنابراين، آموزش يا توسعه زير مجموعه يك نظام گسترده‌تر به نام مديريت منابع انساني است. يكي از راهكارهاي مهم توسعه نيروي انساني برنامه‌ريزي استراتژيك و تغيير در نگرش و كيفيت زندگي شغلي كاركنان است كه نهايتاً منجر به بهره‌وري مي‌شود. بعضي انديشمندان نظر دارند كه در بحث توسعه منابع انساني غير ازآموزش كاركنان به موضوعاتي از قبيل جذب و گزينش نيروي انساني، حقوق و دستمزد مناسب، ارزشيابي كاركنان، ايجاد ارتباط و انگيزش كاركنان، رفاه كاركنان، بازنشستگي و موضوعاتي از اين قبيل بايستي پرداخته شود و توسعه منابع انساني را چنين تعريف كرده‌اند: (مجموعه سيستم‌ها، روش‌ها و اقداماتي كه از طرف سازمان و مديريت در جهت بهبود و افزايش كارائي، بهره وري، انگيزش، توسعه كيفي، ارزيابي عملكرد، رضايت شغلي، بالندگي، خلاقيت، تلاش و به طور كلي رشد و شكوفايي سازمان و نيروي انساني با توجه به اهداف سازمان و كاركنان به كار گرفته مي‌شوند). توسعه منابع انساني رشد مداوم و پيوسته توسعه و بهبود ابعاد مختلف و همه جانبه فرد محسوب مي‌شود. به عبارت ديگر، بحث توسعه منابع انساني توسعه فرد در جميع جهات از جمله توسعه فرد در زندگي كاري، زندگي اجتماعي، زندگي خصوصي و مسايل فرهنگي و معنوي است.

تعريف بهره‌وري

دردنياي پر رقابت كنوني، بهره‌وري به عنوان يك فلسفه و ديدگاه مبتني بر استراتژي بهبود، مهمترين هدف هر سازماني را تشكيل مي‌دهد و مي‌تواند همچون زنجيره‌اي فعاليت تمامي بخش‌هاي جامعه را در برگيرد. به طوري كه رسالت مديريت و هدف اصلي مديران هر سازمان استفاده مؤثر و بهينه از منابع و امكانات گوناگون چون نيروي كار، سرمايه، مواد، انرژي و اطلاعات است. اين امر سبب شده است كه در تمامي كشورها بهره‌وري و استفاده صحيح و هر چه بهتر و مناسب‌تر از مجموع عوامل توليد (اعم از كالا و خدمات) به اولويتي ملي تبديل شود و همه جوامع به اين باور برسند كه تداوم حيات هر جامعه بدون توجه به موضوع بهره‌وري ممكن نيست. كشور ما از اين قاعده مستثني نيست و توجه به مقوله بهره‌وري نقشي به سزا در توسعه آن دارد.در اين راستا/ رشد بهره‌وري نيروي كار در برنامه چهارم توسعه در حدود 5 درصد تعيين شده است، كه براي تحقق بخشيدن به آن، لازم است تا راهكارهاي لازم شناسايي شود.

سازمان بين‌المللي كار (ILO) بهره‌وري را اين‌گونه تعريف مي‌كند: بهره‌وري عبارت است از رابطه بين ستاده حاصل از يك سيستم توليد با داده‌هاي به كار رفته مانند زمين، سرمايه، نيروي كار و... تعريف سازمان بهره‌وري ملي ايران (NIPO) از بهره‌وري؛ بهره‌وري يك فرهنگ است، يك نگرش عقلايي به كار و زندگي است هدف آن هوشمندانه‌تر كردن فعاليت‌ها براي دستيابي به زندگي بهتر و متعالي است. در بسياري موارد واژه‌هاي بهره‌وري، كارآيي و اثربخشي به طور نابجا به كار گرفته مي‌شود لذا براي پرهيز از اشتباه، بايستي اين مفاهيم تعريف شود تا در جاي خود به كار گرفته شود كارايي عبارت است از نسبت مقدار كاري كه انجام مي‌شود به مقدار كاري كه بايد انجام شود. اثربخشي نشان مي‌دهد كه تا چه ميزان از تلاشهاي انجام شده، نتايج مورد نظر حاصل شده است.به عبارت ديگر درجه ميزان نيل به اهداف تعيين‌ شده است. با ادغام اين دو مفهوم كارايي و اثربخشي چهار حالت بدست مي‌آيد كه حالت چهار همان بهره‌وري است. كارآمد و اثربخش (بهره‌وري) حالتي است كه هم منابع درست مصرف شده و هم اهداف سازمان تحقق يافته است.

اهميت بهره‌وري

بهره‌وري موضوعي است كه از ابعاد مختلف به آن نگريسته شده و هر روز كاربرد و اهميت آن بيش از پيش روشن مي‌شود. بهره‌وري موضوع مشتركي در اقتصاد و مديريت به شمار مي‌رود كه هم در كتب اقتصاد و هم مديريتي فصلي را به آن اختصاص مي‌دهند. با توجه به محدوديت منابع و نامحدود بودن نيازهاي انساني، افزايش جمعيت و رقابت شديد و بي‌رحمانه در اقتصاد جهاني، بهبود بهره‌وري نه يك انتخاب بلكه يك ضرورت است.

بي گمان رشد و توسعه اقتصادي امروزه جوامع مختلف، در نرخ رشد بهره‌وري آنها نهفته است. كوشش براي افزايش نرخ بهره‌وري، كوشش براي زندگي و رفاه بهتر براي افراد و جامعه است. براي رسيدن به فرداي بهتر بايد رشد بهره‌وري را به طور مستمر دنبال كرد. در دنياي رقابت‌آميز امروز كشورهايي برنده خواهند بود كه بتوانند دانش، بينش و رفتار بهره‌وري را در مديران و كاركنان خود ايجاد كنند. بينشي كه بتواند فكر كردن، انديشيدن، آفريدن، نوآوري و خلاقيت را در سازمانها خلق كند. با توجه به وجود مشكلات عديده‌اي كه اقتصاد ايران در آستانه هزاره سوم ميلادي با آن روبرو است از جمله اقتصاد تك محصولي، ساختار نامناسب نظام اقتصادي و اداري، افزايش نرخ بي‌كاري، پائين بودن ميزان سرمايه‌گذاري و... اهميت توجه به بهره‌وري و اشاعه فرهنگ بهره‌وري را بيش از پيش روشن مي‌كند. توسعه بهره‌وري سازمان و جامعه به باور و احساس من و شما بستگي دارد كه بايد بهره‌وري را از خود و خانواده خود شروع كنيم.

امروزه، توجه به بهره‌وري، به دليل آثار و نتايج مفيدي كه دارد، بسيار زياد شده است. اهميت و ارزش اين موضوع به حدي است كه خود را به عنوان يك فرهنگ، با ارزشها و بينش‌هاي خاص خود، جلوه‌گر ساخته است. در حال حاضر، تقريباً تمامي كشورهاي توسعه‌يافته و برخي از كشورهاي در حال توسعه سرمايه‌گذاريهاي زيادي براي بهبود و ارتقاء بهره‌وري در سطح ملي، بخشي، منطقه‌اي و حتي واحدهاي كوچك انجام داده‌اند. در اكثر اين كشورها، سازمان يا مركز ملي بهره‌وري وجود دارد كه مسئوليت تحقيق و توسعه بهره‌وري، مشاوره با ديگران، تشكيل دوره‌هاي آموزشي، كنفرانس‌ها و سمينارهايي در اين زمينه و به طور خلاصه ترويج فرهنگ بهره‌وري در بين تمام اقشار جامعه را بر عهده دارد.

اندازه‌گيري بهره‌وري

بهره‌وري، دغدغه بسيار مهم سازمان‌هاي كسب و كار است، زيرا اساسي‌ترين محرك رسيدن به نتايج رضايت‌بخش و كسب مزيت رقابتي محسوب مي‌شود:

اولاً، سنجش بهره‌وري زماني امكان‌پذير است كه شرايط از ثبات برخوردار بوده، هدف‌ها به گونه دقيق بيان شده باشند، زنجيره هدف‌ها، وسايل مشخص بوده و خروجي به سادگي قابل اندازه‌گيري باشد.شركت‌هايي كه محصولاتي را در مقايسي وسيع توليد مي‌كنند، مي‌دانند كه بهره‌وري غالباً عمده‌ترين موضوع براي دستيابي به كارايي، كه نتايج اقتصادي رضايت‌بخشي را به دنبال دارد، است. اگرچه زماني كه كالاها و خدمات درهم تنيده (وابسته به هم) و بيشتر ناملموس بوده، مناسب تحقق نيازهاي مشتري خاص باشند، در آن صورت بهره‌وري در واژگان كلاسيك، به مبحثي پيچيده‌تر تبديل مي‌شود.ثانياً، مشخص نيست كه چه چيزي بهره‌وري را محقق مي‌سازد؟ از منظر مديريتي و اقتصادي، بهره‌وري به طور عموم كاركرد سه متغير است: فناوري، نيروي انساني و سازمان، هر متغير به صورت مجزا به بهره‌وري منجر مي‌شود به روز بودن، تجهيزات مدرن، نيروي انساني حرفه‌اي و ماهر، هماهنگي كافي و منسجم، هر يك از موارد، مي‌تواند منبع تغيير تدريجي يا بنيادي در بهره‌وري باشد.

عوامل مؤثر بر افزايش بهره‌وري

افزايش بهره‌وري انجام بهتر كارها نيست بلكه انجام كارهاي درست است. براي افزايش بهره‌وري، عامل يا علت به خصوص را نمي‌توان ارائه كرد. ارتقاء بهره‌وري معلول تركيبي از عوامل گوناگون است. بنابراين ابتدا بايستي علل پايين بودن بهره‌وري در سازمانها شناخته شود و پس از مشخص شدن علل، برنامه‌هاي بهبود بهره‌وري طراحي شوند كه شامل تغيير در روشهاي انگيزش كاركنان و بهبود شرايط كار، بهبود نظام‌ها، دستورالعمل‌ها، روش‌ها، تكنولوژي و غيره است.

نقش مديريت توسعه انساني 

با توجه به اين كه توسعه منابع انساني به آموزش و توسعه فعاليت‌هاي انساني در سازمان‌هاي مرتبط است و كمك مي‌كند تا شرايط فرهنگي خاصي ايجاد شود كه در آن كاركنان به پتانسيل براي بهره‌مند شدن از افراد و سازمان دست يابد در اين حالت توسعه منابع انساني خود را به صورت خيلي نزديك با بهره‌وري وتوسعه سازمان در يك راستا و هماهنگ مي‌بيند. امروز توسعه منابع انساني تنها با آموزش‌هاي تخصصي و فني حاصل نمي‌شود بلكه بايد از طريق نظام آموزشي جامع به پرورش كاركنان سازمان پرداخت. بايد با يك برنامه هدف‌دار و جهت‌دار مانند كشورهاي پيشرو دنيا در امر توسعه نيروي انساني تلاش شود تا شاخص به بهره‌وري نيروي انساني كه از جايگاه ويژه‌اي در هر سازمان برخوردار است افزايش يابد و با انتخاب و اجراي استراتژي‌هاي متناسب مديريت منابع انساني و در نظر گرفتن يكي از مدل‌هاي اقتصادي و استخدام گروه‌هاي واجد شرايط منابع انساني و‌ آموزش آنها در سازمان و استفاده از مشاوره متخصصين منابع انساني، اميد است موجبات نيل به ارتقاء بهره‌وري منابع انساني فراهم شود يكي از عواملي كه تأثير زيادي بر بهره‌وري دارد و مي‌تواند در بهبود آن نقش مهمي را ايفا كند، آموزش است كه نوعي سرمايه‌گذاري بلندمدت محسوب مي‌شود نه هزينه جاري و ارتباط مستقيمي بين آموزش نيروي انساني و بهره‌وري وجود دارد كه آموزش در سازمان‌ها از طريق: همايش‌ها ـ ميزگردهاـ جلسات ـ‌كارگاه‌هاي تخصصي ـ رسانه‌هاي گروهي آموزشي و... صورت مي‌گيرد. مدير بايد از يك استراتژي استفاده كند كه با وضع ويژه كاركنان مناسب‌ترين شيوه است. مديران براي مؤثر بودن در ارزيابي و حل مسائل بهره‌وري، به تعيين علل پيدايش آنها نياز دارند، براي همين مديريت بهره‌وري رهنمودهايي علمي براي تحليل وضع كاري به مديران ارائه داده و چرائي وجود مسائل،و استراتژيهاي مناسب براي حل مسائل كاركنان را بيان مي‌كند. پيشنهاد آتي تحقيق مورد نظر اين است كه براي توسعه و پيشرفت سازمانها لازم است سازمانها از طريق آموزش، عملكرد كاركنان را تا حد امكان افزايش دهند. لذا امكانات آموزش فردي و گروهي را فراهم كنند از جمله اهداف مهم آنان تغيير نگرش كاركنان نسبت به شغل و افزايش كيفيت زندگي كاري آنان باشد. جمله آخر اين كه اگر ما در حقيقت در پي ارتقاي بهره‌وري باشيم، لازم است اهميت فوق‌العاده‌اي براي آموزش و توسعه نيروي انساني قائل شويم.

«برگرفته از ماهنامه كار و جامعه شماره 155»

codex03x
 
 
 

 
آمار سایت :
کاربران آنلاین :
1
بازدید های امروز :
73
کل بازدید ها :
113,781
بیشترین بازدید :
1,330
مشاهدات امروز :
691
کل مشاهدات :
6,270,379
بیشترین مشاهده :
73,755