سواد چیست ؟تعریف ...
✔ مهارت یادگیری
۲۸۹ دیدگاه
«از یک آدم باسواد انتظار میرود چنین رفتاری انجام ندهد.» «این روزها سواد دیجیتال به همان اندازهٔ سواد سنتی برای گذران زندگی ضروری است.» «مشکل دموکراسی این است که یک انسان بی سواد میتواند برای سرنوشت یک فرد متخصص تصمیم بگیرد.» «در دوران کرونا دیدیم که سواد سلامت برای فرد و جامعه بسیار مهم و سرنوشتساز است.» «برای حضور موثر در شبکه های اجتماعی لازم است سواد رسانه ای داشته باشید.» «بسیاری از طلاقها ناشی از پایین بودن سطح سواد عاطفی و سواد زندگی است.» «با وجود سهم قابلتوجهی کشاورزی در کشور، سواد کشاورزی آنچنان که باید رشد نکرده است.» «سیاستگذاری که سواد اقتصادی ندارد نمیتواند در سیاستگذاری اقتصادی موفق باشد.» «شوق مذهبی در میان مردم زیاد است اما سواد مذهبی چندان زیاد نیست.»
اینها صرفاً نمونههایی از گزارههایی هستند که هر روز، اینجا و آنجا، بر پایهٔ مفهوم سواد میخوانیم و میشنویم. سواد که زمانی به خواندن و نوشتن محدود بود، امروزه معنایی بسیار گسترده و فراتر از سواد ابتدایی و تحصیلات پایه پیدا کرده و همه از آن حرف میزنند و هر کس به فراخور حال خود، اصطلاحی بر پایهٔ سواد میسازد.
رونق «سواد» در حدی است که بازار بزرگی حول آن شکل گرفته و حتی کسانی که قبلاً از عناوین دیگری برای کارشان استفاده میکردند، بهتدریج «سواد» را در عنوان کارهایشان میگنجانند. مثلاً نام کارگاههای
هوش هیجانی بدون تغییر جدی در محتوا به سواد عاطفی تغییر میکند و آنچه پیش از این به عنوان
روانشناسی پول یا
برنامه ریزی مالی شخصی مطرح میشده،
سواد مالی نامیده میشود.
در این درس دربارهٔ تعریف سواد صحبت میکنیم و به این موضوع میپردازیم که چرا پس از گسترش انواع مدارس و دانشگاهها طی چند دههٔ اخیر، دوباره سواد تا این حد به دغدغهٔ ما تبدیل شده است؟
آنچه در ادامه میخوانید
معنی لغوی سواد چیست؟
چرا اخیراً بیشتر دربارهٔ معنی سواد و انواع سواد صحبت میشود؟
تعریف سواد از نظر یونسکو
درباره انواع سواد
مسئولیت دولتها در قبال سواد مردم
درسهای مرتبط با سواد در متمم
معنی لغوی سواد چیست؟
تشخیص ریشه کلمه سواد دشوار نیست. سواد با اَسوَد (رنگ سیاه) همخانواده است معنی آن سیاهی است. بنابراین میتوان گفت کلمه سواد در فرهنگ ما به این اشاره داشته که کسی میتواند «کاغذ سیاه کند» یا «سیاهیهای کاغذ را بخواند.»
دربارهٔ
ریشه شناسی کلمهٔ سواد در زبان انگلیسی (Literacy) هم زیاد صحبت شده است. یکی از نظریههای پرطرفدار این است که Literate با Letter همخانواده است و باسواد - در فرهنگ انگلیسی - کسی بوده که با حروف سروکار داشته و میتوانسته آنها را بخواند و بنویسد.
البته انبوه اصطلاحاتی که با واژهٔ سواد ساخته شده نشان میدهد که دنیای امروز فرق باسواد و بیسواد را فراتر از سیاه کردن کاغذ و خواندن و نوشتن میداند و از افراد باسواد انتظارات بیشتری دارد. در یک مقاله که در سال ۱۹۹۸ میلادی با محوریت
سواد رسانه ای نوشته شده، در کنار سواد خواندن و نوشتن و سواد رسانه ای این اصطلاحات را هم میبینیم (
فایل PDF مقاله): سواد آثار چاپی، سواد کامپیوتر، سواد چندرسانهای، سواد فرهنگی، سواد اجتماعی و سواد بوم شناسی.
امروز بعد از نزدیک به سه دهه، دهها اصطلاح دیگر از این دست هم رواج یافته است: سواد دیجیتال، سواد داده، سواد هوش مصنوعی، سواد اطلاعاتی، سواد عددی و سواد آماری، سواد احساسی، سواد اقتصادی، سواد کشاورزی، سواد نقد، سواد منطقی، سواد مذهبی، سواد سلامت روانی، سواد نژادی، سواد بصری و سواد ترجمه.
مفهوم همهٔ این اصطلاحات را که کنار هم میگذاریم، به چیزی بسیار بزرگتر از سواد خواندن و نوشتن میرسیم.
شما این مطلب را در
سایت متمم (محل توسعه مهارتهای من) میخوانید. متمم هزاران درس در زمینهٔ مدیریت و توسعه فردی ارائه میکند و همواره به ارائه محتوای علمی، دقیق و تألیفی متعهد است. فهرست درسها، شرایط عضویت در متمم و تجربهٔ اعضای متمم از حضور در متمم را میتوانید در صفحات زیر بخوانید:
روش ثبت نام فهرست درسها تجربهٔ اعضای متمم
چرا اخیراً بیشتر دربارهٔ معنی سواد و انواع سواد صحبت میشود؟
اگر کتابها و رسانههای شش یا هفت دهه قبل را نگاه کنید میبینید که کلمهٔ سواد و ترکیبهای آن در حد امروز رایج نبودهاند. اما طی بیست یا سی سال اخیر، سواد بهشدت در کتابها و مقالات مطرح شده و نویسندگان دربارهٔ اهمیت سواد و انواع سواد حرف میزنند.
اگر گزارش Ngram گوگل را مبنا قرار دهیم، حدود نیم قرن است که بحث دربارهٔ مفهوم سواد رونق بسیاری پیدا کرده و نویسندگان بیشتر از گذشته دربارهٔ آن حرف زدهاند (
+). احتمالاً علت را حدس میزنید: رواج رسانه جدید بهویژه کامپیوتر و اینترنت.
از نخستین روزهای تاریخ مکتوب بشر تا اوایل قرن بیستم، خواندن و نوشتن معنای نسبتاً شفافی داشته و همیشه با «متن مکتوب» در ارتباط بوده است. اما گوش دادن به اخبار رادیو یا تلویزیون را در نظر بگیرید. در نگاه اول به نظر میرسد که حرفهای گویندهٔ خبر از جنس گفتگوهای شفاهی است. اما میدانیم که چنین نیست. او یک متن مشخص را میخواند. آنچه در اخبار «میشنویم» به «خواندن» متن نزدیکتر است.
با گسترش اینترنت و شکلگیری وبسایتها و رواج یافتن
شبکه های اجتماعی ماجرا پیچیدهتر هم شد. متن و صدا و تصویر در رسانه های جدید آنقدر در هم آمیخته که هنگام نقل مطلبی از یک شبکه اجتماعی مثل اینستاگرام نمیدانیم بهتر است بگوییم «در اینستاگرام گفته بود» یا «در اینستاگرام خواندم.»
به همین علت صاحبنظران، جهان امروز ما را جهان Post-typographic مینامند (پسانویسهنگاری یا پساحروفنگاری)؛ جهانی که از خواندن و نوشتن حروف فراتر رفته است (
+): «ما باید همواره این پرسش را در ذهن داشته باشیم که در فرهنگهای مختلف، خواندن و نوشتن چه مصداقها و معناهایی پیدا میکند؟»
طی چند دههٔ اخیر، محققان و صاحبنظران، دانشگاهها، سازمانها و نهادهای مختلف، کوشیدهاند به این پرسش پاسخ دهند. با وجودی که محققان سالها قبل از سازمانهای بینالمللی به این موضوع پرداختهاند، اما رایج است که در بحثهای عمومی برای تعریف سواد به تعریف سواد از دیدگاه یونسکو اشاره میکنند.
تعریف سواد از نظر یونسکو
همانطور که میدانید برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) هفده شاخص برای توسعه پایدار تعریف کرده است (این هفده مورد را میتوانید در درس
اهداف توسعه پایدار بخوانید). چهارمین هدف از این هفده هدف، آموزش کیفی (Quality Education) است.
طبیعتاً تعریف دقیقتر هر یک از این هفده هدف به یکی از سازمانهای تخصصی زیرمجموعهٔ سازمان ملل سپرده شده و تدوین و تشریح هدف چهارم به علت ماهیت آموزشی آن به یونسکو سپرده شده است. سند یونسکو در این باره در ایران آنقدر معروف شده که حتی کسانی که شمردن را هم بهدرستی بلد نیستند، نام آن را بلدند: سند ۲۰۳۰ (
فایل PDF در سایت یونسکو).
آنچه به عنوان تعریف سواد از نظر یونسکو میشناسیم در این سند آمده است. البته یونسکو در سند ۲۰۳۰ تعریف سواد را از سند دیگری که در سال ۲۰۰۵ منتشر شده نقل کرده، اما تکرار آن در سند ۲۰۳۰ تأییدی بر این است که طی یک دههٔ پیش رو احتمالاً سواد همچنان به شکل زیر تعریف خواهد شد:
Literacy is defined as the ability to identify, understand, interpret, create, communicate and compute using printed and written materials associated with diverse contexts.
Literacy involves a continuum of learning in enabling individuals to achieve their goals, develop their knowledge and potential and participate fully in community and society.
پرداختن به جزئیات این تعریف، برای بحث ما که قرار نیست از تعریف ساده سواد فراتر رود، ضروری نیست. اما چند نکتهٔ مهم در تعریف سواد از نظر یونسکو وجود دارد که خوب است به آن توجه کنیم:
◾
سواد فراتر از خواندن و نوشتن
«تشخیص» و «درک» و «تفسیر» و حتی «خلق» و «محاسبه» و «ایجاد ارتباط» به مولفههای سواد افزوده شده است. پس اگر کسی خواندن و نوشتن میداند اما نمیتواند متنهای مورد نیازش را کامل درک کند، یا اینکه خواندن و نوشتن میداند، اما نمیتواند نامهای را که برای کارهای روزمرهاش لازم دارد بنویسد (مصداقِ خلق) باسواد محسوب نمیشود.
◾
حد مورد نیاز سواد
وقتی از توانایی درک مطلب یا توانایی تفسیر متن و یا محاسبه و توانایی برقراری ارتباط حرف میزنیم، منظورمان چه سطحی از توانایی است؟ مثلاً آیا همه باید بتوانند متون حقوقی را بخوانند و درک کنند؟ یا هر فرد باسواد باید بتواند گزارشهای آماری را بخواند و تحلیل کند؟
بر اساس تعریف یونسکو از سواد، یکی از مهمترین معیارها این است که سواد فرد باید در حدی باشد که بتواند در جامعه مشارکت کامل داشته باشد.
◾
سواد یک طیف است
چنانکه در تعریف یونسکو آمده، و البته درک آن هم دشوار نیست، سوادی که به این شکل تعریف میشود کاملاً طیفی است. یعنی ما نمیتوانیم انسانها را به دو دستهٔ باسواد و بیسواد تقسیم کنیم. بلکه باید یک طیف در نظر بگیریم که یک سمت آن بیسوادی است و انسانها با یادگیری و توسعهٔ توانمندیهای خود، از نقطهٔ بیسوادی دور شده و به سمت باسوادی حرکت میکنند.
انواع سواد
در سند یونسکو اصطلاحاتی مثل سواد رسانه ای و سواد دیجیتال و مانند اینها را نمیبینیم. در عین حال در همین سند به تمهای فراوانی اشاره شده است. موضوعاتی مثل مهارتهای شغلی، دانستههای حوزهٔ سلامت و سواد مرتبط با کارآفرینی از جملهٔ این موارد است. موضوع برابری جنسیتی هم - که بحثهای فراوانی را در رسانههای رسمی کشورمان ایجاد کرده است - یکی از همین تمهاست.
با این حال، وقتی از «مشارکت کامل در جامعه» حرف میزنیم، طبیعی است که فرد باید بتواند از زیرساختهای اجتماعی و خدمات مدنی استفاده کرده و در ساختارهای اجتماعی فعال باشد. بنابراین استفاده از تعبیرهایی مثل
سواد مالی، سواد سلامت، سواد خبری، سواد اخلاقی و مانند اینها، با تعریفی که یونسکو ارائه کرده همخوان است.
مسئولیت دولتها در قبال سواد مردم
چون در سالهای اخیر موضوع خودآموزی و
توسعه فردی بسیار باب شده و همه تشویق میشوند که
برنامه ریزی توسعه فردی انجام دهند و
مهارتهای نرم خود را تقویت کنند، گاهی فراموش میکنیم که دولتها هم در زمینهٔ سواد مردم نقش دارند و باید وظیفهٔ خود را بهدرستی ایفا کنند.
در حالی که دولت، همانطور که در زمینهٔ سواد پایه و سنتی مسئول بود و هست (و زمانی در ایران نهضت سوادآموزی در راستای همین مأموریت تأسیس شد)، در زمینهٔ گسترش انواع جدید سواد و توانمندسازی مردم هم مسئولیت دارد.
حداقل کاری که دولتها میتوانند انجام دهند، بسترسازی برای یادگیری است. مثلاً اگر دولتها بکوشند
شکاف دیجیتالی را کاهش داده و دسترسی مردم به اینترنت را افزایش دهند، زمینه برای دسترسی به فرصتهای آموزشی افزایش پیدا میکند.
طبیعتاً با دسترسی بهتر به خدمات آموزشی، مشارکت مدنی مردم، امکان استفاده از حقوق مشروع و نیز قدرت تأثیرگذاری بر سرنوشت اجتماعی افزایش مییابد. همهٔ آن چیزهایی که همواره بهعنوان یکی از اهداف سوادآموزی مطرح شده است.
درس های مرتبط با سواد در متمم
بسیاری از درسهای متمم را بهنوعی میتوانید زیرمجموعهٔ آموزش سواد و سوادآموزی در نظر بگیرید. مثلاً:
درسهای
روانشناسی پول را میشود کاملاً از جنس
سواد مالی دانست.
درسهای
هوش هیجانی،
همدلی،
مهارت های ارتباطی،
حمایت اجتماعی و
رابطه عاطفی را هم میتوان زیرمجموعهٔ سواد عاطفی و اجتماعی در نظر گرفت.
همچنین یا درسهای
مهارت یادگیری مشخصاً از جنس سواد هستند. چون درک و فهم و تفسیر و خلق را آموزش میدهند. دربارهٔ درسهایی مانند
هوش کلامی و
ظرافتهای کلامی هم نیازی به توضیح نیست.
در کنار اینها تا کنون سه درس هم اختصاصاً با عنوان «سواد» در متمم منتشر شدهاند:
سواد دیجیتال سواد مالی سواد رسانه ای