معجزه ایمان 1
معجزه ایمان
( 1)
جانر تاسلامان در بخش ایجاد معجزه با معین شدن عدم قطعیت های کوانتومی این رویکرد را چنین توضیح می دهد:
"عدم تعین هستیشناختی" مورد تایید تفسیر کپنهاگ به عنوان رایجترین تفسیر نظریه کوانتوم، دفاع از "مفهوم معجزه بدون نقض قوانین طبیعت" را بدون نیاز به مفهوم مداخلهی آغازین امکانپذیر میسازد. بر اساس این رویکرد، با معین شدن عدم قطعیتهای(خلاءهای) کوانتومی که هستیشناختی هستند، ممکن است تغییرات مهم و حتی معجزات در جهان ایجاد شود. میتوان پرسید که آیا تغییرات عمده در جهان (مانند معجزات) را میتوان با دفاع از یک مداخله جزء به کل (bottom-up) توسط رویکردهایی که نظریه کوانتوم و فاعلیت الهی را ادغام میکنند، توضیح داد. قبل از هر چیز، تمام مواد اولیه جهان از اتمها و ذرات زیراتمی تشکیل شدهاند و مداخلات انجام شده در سطح زیراتمی، در واقع در تمام جهان انجام میشود. همچنین در این مورد علاوه بر نظریه کوانتوم، این موضوعِ مطرح شده در نظریه آشوب هم باید در نظر گرفته شود که "یک تغییر کوچک در ورودی، تأثیر بزرگی بر خروجی میگذارد". همانطور که در مطالعات انجام شده در ارتباط با نظریه آشوب هم نشان داده شده است، حتی یک تغییر بسیار کوچک در بخشی از جهان ممکن است تغییرات بزرگی در بخش دیگری از جهان ایجاد کند. به یاد بیاوریم که بر اساس این رویکرد که به "اثر پروانهای" مشهور است، یک پروانه که بالهایش را در دمشق به هم میزند، ممکن است باعث ایجاد طوفانی در استانبول شود. در نهایت، اگر مداخلهی الهی با دانش جهانشمول خدا ادغام شود، با مداخلهای در حد تغییر جهت یک پروانه -با تغییر جهت توسط مداخلات سطح کوانتومی در ذهن پروانه و یا با تغییر جهت پروانه با ایجاد یک جریان هوا با مداخلات سطح کوانتومی-، میتوان چگونگی ایجاد طوفانی که باعث نابودی بعضی از اقوام در متون مقدس میشود را توضیح داد.(66) تأثیر بیان شده توسط اثر پروانهای را میتوان به عنوان "وابستگی حساس به شرایط اولیه" نیز بیان کرد. پیش از درک اهمیت این موضوع در فیزیک، وجود چنین تأثیری در میان عموم مردم با عقل سلیم و مشاهدات ساده تشخیص داده شده بود. این گفتهی رایج بین مردم هم این موضوع را بیان میکند:
یک میخ یک نعل را،
یک نعل یک اسب را،
یک اسب یک سرباز را،
یک سرباز یک جنگ را،
یک جنگ یک کشور را نجات میدهد!(67)
(کتاب کوانتوم فلسفه و خدا- نشر سایلاو - صفحه 183)
نظریه آشوب، اثر پروانه ای و افعال خدا
همان طور که مشاهده می شود در این رویکرد علاوه بر نظریه کوانتوم از نظریه آشوب نیز استفاده شده است. نظریه آشوب که بسیاری آن را با نام ایلیا پریگوژین می شناسند، ابتدا در هواشناسی کاربرد گسترده ای داشت اما بعدها در بسیاری از پدیده های طبیعی هم چون زمین لرزه و حتی ضربان قلب نیز تجزیه و تحلیل شد. در اصل برای درک بهتر نظریه آشوب، استناد به اثر پروانه ای به عنوان یکی از بهترین تعریف های وابستگی حساس به شرایط اولیه ضروری به نظر می رسد. بر اساس این پدیده تغییرات بسیار جزئی (مثل بال زدن پروانه) در سیستم های دینامیکی آشفته مانند جو زمین، می تواند تغییراتی شدید مانند وقوع طوفان را در کشورهای دیگر به بار بیاورد. جانر تاسلامان در کتاب کوانتوم فلسفه و خدا علاوه بر تحلیل نظریه آشوب ارتباط آن را با فاعلیت الهی نشان می دهد. حال، با این تعریف از نظریه آشوب، می توانیم ادغام این نظریه با نظریه کوانتوم و ارتباط بین فیزیک کوانتوم و افعال خدا را بهتر درک کنیم.
در نظریه آشوب، اثر پروانهای در چارچوب قوانین موجبیتگرا مورد بررسی قرار میگیرد. اگر نظریه آشوب و نظریه کوانتوم با هم در نظر گرفته شوند،(68) میتوان سعی کرد تغییرات کوچکی را که میتوانند نتایج بزرگی داشته باشند، با "معین شدن عدم قطعیتها" توسط خدا توضیح داد (ناموجبیتگرایی را وارد این روند کرد). نکته مهم برای ما این است که ببینیم یک تأثیر جزء به کل تا چه حد میتواند نتایج مهمی به همراه داشته باشد. در تعاملات ذرات کوچک ماده با ذرات کوچک اطراف و محیط -که به شکل برخورد انجام میشود- این ذرات طی مدت چند ساعت که از نظر ما مدت زمان کوتاهی است، وارد کوادریلیون ها تعامل میشوند. اگر همانطور که نظریه کوانتوم نشان میدهد، قوانین جهانی دارای ساختار احتمالی در ذات خود باشند، طی کوادریلیونها تعامل میتوان با مداخله در احتمالاتی که به لحاظ هستیشناختی وجود دارند، تغییر بسیار بزرگی به وجود آورد. اجازه دهید تصور کنیم یک موشک، دور جهان پرواز میکند و به مکان قبلی خود میرسد. اگر مدار این موشک به میزان یک تریلیونیوم درجه منحرف شود، در دور اول، تفاوت قابل ملاحظهای وجود نخواهد داشت، اما بعد از یک تریلیون دور یک درجه تفاوت اتفاق میافتد، با 90 تریلیون بار دور زدن مدار اولیه 90 درجه منحرف میشود و با 180 تریلیون بار دور زدن مدار کاملاً معکوس میشود. هنگامی که تغییرات کوچکی که با مداخلهی آگاهانه در احتمالات به وجود میآیند، در تعداد بسیار زیاد تکرار شوند و این احتمالات، هدفمند و با آگاهی الهی انتخاب شوند، تغییرات بسیار زیاد و نتایج غیر منتظره میتواند بدون نقض قوانین طبیعت ایجاد شود.(69)
قانون احتمالاتی آنتروپی در توزیع اتمها / مولکولها، مانند اتمها / مولکولهای موجود در هوا ظاهر میشود. احتمال اینکه یک مولکول هوا در یک نیمه از اتاق قرار بگیرد ½ است، اما احتمال ریاضی این که همه اتمها در یک اتاق، احتمالی مشابه را ایجاد کنند به حدی کم است که باعث میشود درک کنیم که چرا مولکولها در تعداد بالا، رویدادهای شگفتانگیز با احتمال پایین (معجزات) را تقریباً نشان نمیدهند. جورج گاموف
[1] میگوید برای این که مولکولهای موجود در هوای یک اتاق در یک نیمهی آن جمع شوند، باید 10299.999.999.999.999.999.999.999.998 ثانیه صبر کنیم. اگر به یاد بیاوریم که عمر تخمینی جهان در مجموع حدود 1017 ثانیه است، درک میکنیم که چرا نباید از خفگی به خاطر تجمع مولکولها در یک نیمه از اتاق بترسیم.(70) اگر حرکت مولکولها را بتوان با معین کردن عدم قطعیتهای برآمده از نظریه کوانتوم هدایت کرد، یعنی اگر ما استدلال کنیم که "احتمالات معرفتشناختی" در قانون آنتروپی در واقع "احتمالات هستیشناختی" هم هستند و خدا با معین کردن این احتمالات (عدم قطعیتها) مداخله میکند، بسیاری از معجزات که با حرکت اتمها/مولکولها ممکن است به وجود بیایند، میتوانند بدون نقض قوانین طبیعت توضیح داده شوند. علاوه بر این به دلیل ورود عدم تعین به این روند، دیگر نیازی به مفهوم "مداخلهی آغازین" نیز نخواهد بود، زیرا حوزهای که اکنون در آن امکان مداخله وجود دارد، نه تنها در آغاز، بلکه در سطح اتمی، در همه زمانها، به طور گستردهای در سراسر جهان وجود دارد. اجازه دهید رویدادی خیالی را در نظر بگیریم که در آن قومی که تلاش میکند پیامبری را به قتل برساند، به دلیل حرکت و دور شدن مولکولهای هوای محیطی که این قوم در آن قرار دارد، ناکام میماند. بدون شک این پدیده از دیدگاه خداباورانه «معجزه» نامیده میشود، اما همانطور که میبینید، این معجزه را میتوان با تحقق احتمالات بسیار کوچک بدون نقض قوانین طبیعت ایجاد کرد.(71)
(کتاب کوانتوم، فلسفه و خدا - نشر سایلاو - صفحه 184)
دکتر ع . کاظمپور
28/03/1405